دو تا امتجان آزمایشگاه و با موفقیت پشت سر گذاشتم و از فردا هم که ...
من خوبم و در حال درس خوندنم درس فردا و چون تستیه نخوندم و واسه ۵شنبه که مهمتره اون و خوندم فک نکنید دوستتون تنبله ![]()
همیشه بیادتونم . خواهش میکنم این دفعه حتما آدرس وبلاگاتون و برام بذارید و تمنا میکنم دعا کنید من پاس کنم واحدامو![]()
![]()
پی نوشت: دوست عزیزی (م ) که برام کامنت میذاری از کامنتاتون استفاده میکنم. ممنونم ببخشید که وقت نکردم براتون میل بزتم و تشکر کنم.
روز مادر و روز زن بر دوستهای خوبم مبارک باد![]()
پی نوشت: هدیه ما یه دسته گل و یه ادکلن BO*SS بود از آقای همسر
بیاید اعتراف کنید چی گرفتید![]()
بعد دلت شیرینی می خواد و تو هم ناخودآگاه میری، 5 تا شیرینی تر می خوردی ، این میشه دیگه احساس بدبختی میکنی :((
خبر خاصی نیست دوستان، همه چی امن و امان و بیادتونم .
3روز هفته که کلاس دارم بماند که این ترم خیلی خیلی تنبل شدم و میخوابم، کلاسم نمیرم. درس خوندنم که تعطیل شده فعلا. منتظریم تا آخر بهار جوجه هامون و بشمریم.
راستی یادتونه که پارسال همین موقع کلی لاغر شده بودم ، اما الان نسبت به اون موقع 16 کیلوی ناقابل چاق شدم. دیگه از خودم متنفر شدم واسه همین تصمیم گرفتم این گوشتا رو آب کنم. همه با هم دعا کنید که موفق شم. چون کمردردم خیلی شدید شده.
الان تصمیم گرفتم یه تغییراتی به وبلاگم بدم بهتون شک وارد نشه ![]()
دوستتون دارم![]()
بعدنوشت: اسم وبلاگ و دوست خوبم مهتاب پیشنهاد داده بود که یه مدته ازش بیخبرم. اگه اومدی اینجا بدون خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم![]()
خوبین؟ خوش گذشت بهتون؟
من که تو این مدت بیشتر خونه مامانم بودم و جای خاصی نرفتیم و بهتره بگم که تا اینجاش سال خوبی نداشتم. از نظر روحی هم میزون نیستم.
یکی از بهترین دوستام میخواد از ایران بره و این موضوع خیلی داغونم کرده![]()
میخواستم یه جای دیگه شروع به نوشتن کنم و دیگه غمنامه ننویسم اما گویا نمیشه. اینجا میمونم و حالم بهتر شد میام یه سری تغییرات میدم به اینجا. دیگه دوست ندارم پستهای رمزدار بنویسم. کامنتاتونم تایید میکنم.
فعلا
بعدنوشت: دوستهایی که نمیخوان کامنتاشون و تایید کنم بگن که خصوصیه. مرسی